مؤلف مجهول

54

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

و اگر در عقوبت مبالغت رود چنان كه مردم به كلى از صفح و عفو او مايوس شوند ، بالضرورة جهت دفع شرّ او بديگر جوانب التجا سازند و از آن اختلال در احوال ملك ظاهر شود . و از حكم انوشروانست : « احسن اخلاق الملوك اوقرهم عند الغضب و اكثرهم عفوا و دعة « 1 » و اقبح اخلاقهم الحدّة و ضيق الصّدر ، و قلّة الفهم و الفظاظة ، و غلبة البخل و القساوة ، و قلة الاهتمام بامر العامّة » بهترين اخلاق ملوك و پسنديده‌تر صفات ايشان آنست كه در وقت آنكه آتش غضب در نهاد ايشان شعله زند ، [ 37 پ ] به آب حلم و عفو اطفاى آن نايره واجب دانند و عنان نفس سركش را بدست طبيعت فرونگذارند . بل كه به فتواى عقل دورانديش رجوع كنند و بمشورت او استظهار طلبند و مرارت شربت كظم غيظ را بر كام جان شيرين شمارند . و بسبب امضاى آن ، انتقام پادشاهى بر غير است و عفو پادشاهى بر نفس . و هركه مكنت تسلّط بر نفس خود يافت ، هيچ دولت ازو مفقود نماند . و پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم فرمود : « الا اخبركم باشدّكم ؟ من ملك نفسه عند الغضب » . و بدترين اخلاق ملوك حدّت طبع و درشت‌خويى و بخل و قساوت است و قلّت اهتمام بمصالح عامّ . حكايت گويند ملكى از ملوك عمارتى رفيع و پناهى منيع پرداخته بود و در تزيين و تزويق آن انواع تكلّف و اصناف تنوّق بجاى آورده . پس حكما را جمع كرد و گفت زحمتى بسيار درين مدت سبب اتمام اين عمارات مقاسات « 2 » رفته است و روزگار بر سر آن كرده . و من ميخواهم كه مدّت عمر خود درين كوشك ساكن باشم و بعد از من در دودمان ملك يادگار ماند . شما كلمه‌اى موجز مختصر مفيد كه بر سطح درگنجد و جامع‌ترين كلمات باشد ، [ 38 ر ]

--> ( 1 ) - ص : و دعية . ( 2 ) - ص : مقامات .